الشيخ محمد تقي بهجت
376
جامع المسائل ( فارسي )
معلوم نباشد حياة بعد از ذبح يا مقارن ذبح در صورت قطع به انتفاء سبب ديگر ، محكوم به حليت نمىشود . 3 - آن چه قابل تذكيه است اقسام حيوان حيوان ، مأكول است و غير مأكول ؛ و دوم : نجس العين است و غير آن ؛ و دوم : آدمى است و غير آدمى ؛ و دوم : بىنَفْس است يا با نفْس ؛ و دوم : سباع و مسوخات و حشرات و غير اينها است كه محل خلاف در قبول تذكيه واقع شده است . مذكور شد تذكيهء مأكول غير صاحب نفس مثل ماهى و ملخ ؛ و تذكيهء مأكول صاحب نفس كه قابل تذكيه به اصطياد و رمى و ذبح و نحر است ، به اصل و به تبعيّت قابل مثل جنين ، و تذكيهء آنها مؤثّر در حلَّيت فعليهء اكل لحم است با بقاء طهارت سابقه به سبب تذكيه ، و قاعده در مأكول اللحم صاحب نفْس قابليت تذكيه است . و غير مأكول از صاحب نفس ، تذكيهء آن مؤثّر در بقاء طهارت سابقه است . و غير مأكول از غير صاحب نفس تذكيه در آن تأثيرى ندارد ، زيرا طهارتش منوط به تذكيه نيست . و نجس العين قابل تذكيه نيست . وقوع تذكيه بر سباع و مسوخ و اما سباع - كه از جمله غير مأكول از صاحب نفس است - پس اظهر وقوع تذكيه بر آنها است چنانچه منسوب به مشهور است . و « سَبُع » از وحش و طير : آن است كه افتراس آن با ناب يا مِخْلَب است و متغذّى به لحم است مثل اسد و ثعلب . و در قابليت مسوخ مثل فيل و دُبّ و قرد براى تذكيه ( بنا بر طهارت آنها ) خلاف است ، و قول به قبول ، منسوب به مرتضى قدس سره و مشهور است ، و وقوع تذكيه بر آنها خالى از وجه نيست اگر چه خلاف احتياط است . و در وقوع ذكات بر حشرات - كه مسكن آنها باطن زمين است - آن چه از آنها صاحب نفس سائله و قابل انتفاع به مذبوح آنها است خلاف [ و ] تأمّل است ، و احوط عدم وقوع است . و عدم وقوع ذكات بر آدمى - اگر چه كافر واجب القتل باشد - از واضحات است .